بیماری تاب و توانش را ربوده بود. رنج و درد جسمی آزارش می داد. رنگ چهرهاش به زردی می زد. درد را هرطور که بود، تحمل می کرد، ولی خانهنشین شدن و دوری از دوستان و آشنایان و مهمتر از همه دور شدن از امامش بیش از هر چیز دیگری روحش را می آزرد. گاهی که تنهایی کلافهاش میکرد، کتاب میخواند، فرصتی بود تا اعمال روزانه و شبانه و مستحبات و مکروهات را از کتابی که یونس بن عبدالرحمان نگاشته بود، مطالعه کند. خواندن آن کتاب نیز اگرچه مورد تایید اهل بیت بود، آه و حسرتش را افزون می ساخت، زیرا با خود می گفت: ای کاش سلامت جسمی داشتم تا میتوانستم این اعمال را انجام دهم.
گاهی در اوج تنهایى، دلش هوای دیدار امام زمانش را میکرد. حسرت استشمام عطر امامت، صبرش را ربوده و بیتاب کرده بود، اما با خود میاندیشید: من کجا و محمد بن على کجا؟! مگر میشود امام به دیدن من بیاید؟ نه! من چنین لیاقتی ندارم.
درد جسمی از یکسو، تنهایی و غربت از سویی و هجوم این افکار از دیگر سو، امانش را بریده بودند که ناگاه در خانه به صدا درآمد.
تا نگاهش به نگاه امام علیه السلام افتاد، تمام درد و رنج خود را فراموش کرد. حضور امام، نشاط عجیبی در دلش پدید آورد.
وقتی امام جواد علیه السلام کنار بسترش نشست، شوق و امید به زندگى در دلش شکوفه زد. امام احوالش را پرسید و نگاه پر محبتش را به او هدیه کرد....

|
نام فایل تصویری |
حجم فایل |
دانلود از سرور پرشین گیگ (مستقیم) |
دانلود از سرور پارسا اسپیس (غیر مستقیم) |
|
نیایش با مولا (عج) از زبان کودکانه |
۵.۲۷ مگابایت |
من حقم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده!
با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی
یک، دو، سه... هفت، هشت، نه آقا دوازده!
بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند
ای نمره ی قبولی دنیا، دوازده!
ثانیه های کند توسل می آورند
یا صاحب الزمان خدا، یا دوازده!
حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی است
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده؟
حالا اگر نشد، ولی یک روز می شود
ساعت به وقت شرعی زهرا(س)، دوازده!
(اللهم عجل لولیک الفرج)

اي منتظر، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر، امام زمان(عج) خواهد آمد و حضورش تسلاى دل ياسهاى كبود خواهد بود.
همه در انتظار توايم، بيا كه عشاق زير سقف خيمه اسلام در ميان شقايق و آلاله، با صفا و بي ريا، همچون آب در پي چشمه سار نوراني ولايت، حديث «عجل علي ظهورك» را تلاوت ميكنند، بيا و با طلوعت جهان را در حيرت نور بيفشان، بيا و سقف خيمه انتظار را بشكاف و دريچههاي ملكوتي ديدار را برايمان بگشاي.
ما پيروان راه هزاران ساله انبيا هستيم و به عهد ازلي خويش با آفريدگار
متعال لبيك گفتهايم و براي تحقق آن عصر موعود، عصر عدالت و حاكميت احكام
خدا، قيام كردهايم تا راه تاريخ را به سوي نور بگشاييم و اگر چشم دل باشد،
خواهد ديد كه اين راه با بالهاي ملايك فرش شده است.
رايحه ظهور موعود، دل شيفتگان حق را بيتاب كرده و آنان را به صحنه
حضور كشانده است. اما مهدي جان! اين قرن قرني است كه حق در كره زمين به
حاكميت خواهد رسيد آينده در انتظار توست...
در ميان بيدار دلان سراسر كوه ارض هستند بسا دلدادگاني كه به خيل منتظران موعود پيوستهاند.
منتظران موعود اهل مبارزهاند و ميدانند خلوص عشق موحدين جز به ظهور
كامل نفرت از مشركان و منافقان ميسر نخواهد شد، اما از آن فراتر اهل ولايت و
اطاعتند و انتظار ميكشند تا فرمان چه در رسد.
مولاي من غيبتت مصيبت است و نبودنت فاجعه، روزي كه بي انتظار تو سپري
شود روز نيست ظلمات محض است، دست گرم نوازش است، روزي كه نباشد، زندگي
انجمادي بيش نيست.
پر و بال وجودم تنها در امتداد چشمهاي زيبايت باز ميشوند و اوج
ميگيرند، بي تو بودن غير ممكنترين تصور است، اي پيوند خورده با جاودانگي
اي تنها سيرابكننده همه تشنگيهايم، رضايت تو... مولا، سخت دلتنگم.
چرا ظهورت را بشارت نميدهي؟ تنها نور جمال تو ظلمات دلتنگي را
ميشكافد سخت محتاج ظهورت نشستهام تا از پشت كوههاي سر به فلك كشيده
فراق، بار ديگر نگاهم مهمان شود بر نظاره تو.
زجادههاي خطر بوي ياس ميآيد كسي از آنسوي مرز محال ميآيد
صداي كيست؟ خدايا درست ميشنوم؟ دوباره بوي صداي بلال ميآيد
مشام جنگل آتش گرفته ميسوزد كه بوي سوختن از يك نهال ميآيد
زبس فرشته به تشييع لاله آمد و رفت صداي مبهم برخورد بال ميآيد
مپرس از دل خود: لالهها چرا رفتند كه بوي كافران از اين سؤال ميآيد
بيا و راست بگو، چيست مذهبت اي عشق كه خون لاله به چشمت حلال ميآيد؟
به لحظه لحظه اين روزهاي سرخ قسم كه بوي سبزترين فصل سال ميآيد.
تو ای تنها تر از تنها به دنبال تو میگردم
تو ای پیدا و نا پیدا به دنبال تو میگردم
رها از عالم خاکی به دور از هر چه ناپاکی
و همچون عاشقی شیدا به دنبال تو میگردم
من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم
که حتی در بیابانها به دنبال تو میگردم
تو را میجویمای زیباترین گلواژه هستی
تو ای عالمترین معنا به دنبال تو میگردم
تو را در قلب انسانهای عاشق پیشه معصوم
و در هرجای این دنیا به دنبال تو میگردم
و هر جایی که ردی از قدمهای تو میبینم
سری هم میزنم آن جا به دنبال تو میگردم
و گاهی هم خودم را بیسبب گم میکنم آقا
ز بس پیدر پی از هرجا به دنبال تو میگردم
شاعر: کربلایی حسنی
جلوه ظهور تو ...
با چشم شما چشم دلم سير مي شود
بي تو غروب عاطفه دلگير مي شود
بي تو تمام ثانيه ها، شور لحظه ها
در حسرت حضور تو زنجير مي شود
اين گرگ پير خسته ي مجروح دل غمين
هرجا که ياد عشق تو شد شير مي شود
لبخند تو و اخم تو . . . اشکهاي توست
آنچه از آن به حادثه تعبير مي شود
باز اين دل ِ شکسته ي من گريه مي کند
دارد به جرم عشق تو تحقير مي شود
دارد براي ديدن تو ضجه مي زند
دارد قرار هفتگي ام دير مي شود
* * *
آري! به يُمن آينه هاي سواد دل
هر جلوه از ظهور تو تکثير مي شود
مولاي نازنينم، مهدي(عج) جان:
گريه کرد آهي کشيدو زينب کبري کشيد
-----------------------------------------------------------------------
کجايي که ديدارت محض است
پاهايمان خشک است و دست هايمان بي تکليف ؟بيابان ها ، فراق تو را ترک خورده اند
و خروش مي کنند درياها اضطراب دوري ات را.تا هر چشمي چراغي باشد بر مقدم ظهور تو
|
بــهــار بی گل نرگس شبیه پاییز است |
| و بـی تــو کلِ زمانهایمان غم انگیز است |
| بیــا کـه مـنجمدانه قیام ممکن نیست |
| بــیــا کـه سهم زمین از بهار ناچیز است |
| بــه ذوالفـقــاز قسم تارومار شد خوبی |
| بــه ذوالـفقاز قسم چنگهایشان تیز است |
| شـتـاب کـن و تـــبــر را بــگیـر ابراهیم |
| که کعبههای جنون گِردمان بت آویز است |
| دوای بی کسیام واضح است، اما این |
|
دوای ســرزده در انــتــظــار تـجـویز است جمشید محمدی مقدم، حامی |
سيدجواد ميري متخلص به «ناظر»، عضو انجمن ادبي شعر خانه مداحان اهل بيت (ع)، شعري براي حضرت موعود سروده و در اختيار خبرگزاري فارس قرار داده است.
سر سلسله موي تو پيداست كجايي؟
رخسار تو ماه شب يلداست كجايي؟
در بين اسيران قد و قامت سروت
از بهر تماشاي تو غوغاست كجايي؟
مجنون صفتم كرده فراق گل رويت
بي تو دل ماتمزده شيداست كجايي؟
در اوج بلا و ستم و فتنه اين دهر
ذكر لب ما يوسف زهراست كجايي؟
زيبايي اين ملك فنا جمله سراب است
تنها خم ابروي تو زيباست كجايي؟
دل سوخت ز هجران جمال و رخ ماهت
ذكر همه در ميكده مولاست كجايي؟
تا كي به پس پردهنشيني گهر من
اين عاشق چشمان تو تنهاست كجايي؟
بر «ناظر» دلخسته نگاهي ز كرم كن
او منتظرت چون همه دنياست كجايي؟

|
مداح |
مدت زمان |
حجم فایل |
لینک دریافت |
|
سید مهدی میرداماد |
۷:۳۰ دقیقه |
۱.۳۰ مگابایت |

|
نواها |
حجم فایل |
لینک های دریافت |
|
نوای شماره یک |
۳۳۸ KB |
|
|
نوای شماره دو |
۸۲۴ KB |
|
|
نوای شماره سه |
۲۷۸ KB |
|
|
نوای شماره چهار |
۳۷۸ KB |
|
|
نوای شماره پنج |
۴۹۸ KB |
|
|
نوای شماره شش |
۷۶۲ KB |
|
|
نوای شماره هفت |
۵۵۸ KB |
|
|
نوای شماره هشت |
۴۶۴ KB |
|
|
نوای شماره نه |
۴۸۲ KB |
|
|
نوای شماره ده |
۳۲۶ KB |
|
|
نوای شماره یازده |
۶۰۶ KB |
|
|
نوای شماره دوازده |
۷۱۴ KB |
|
|
نوای شماره سیزده |
۷۱۴ KB |
|
|
نوای شماره چهارده |
۵۹۸ KB |
|
|
نوای شماره پانزده |
۵۹۸ KB |
|
|
نوای شماره شانزده |
۴۹۶ KB |
|
|
نوای شماره هفده |
۵۶۴ KB |
|
|
نوای شماره هجده |
۷۰۰ KB |
|
|
نوای شماره نوزده |
۴۴۶ KB |
» لطفا هرگونه نظر و پیشنهاد خود را در قسمت نظرات این پست بیان کنید «
دربارهی تو حرف زدن کار مشکلیست
دربارهی تو حرف زدن کار مشکلیست
توصیف روی ماه برای شب سیاه
وقتی نمانده یک روزن کار مشکلیست
فصلی که زرد میشکفد غنچه غنچهاش
درک بهارِ باغ و چمن کار مشکلیست
تا زندهایم دیدن تو جان تازه است
آزادی از حصار کفن کار مشکلیست
بی تو صدا به باد فنا میرود شبی
بر این سکوت چیره شدن کار مشکلیست
مرگ است زندگی بدون تو در جهان
که بی تو زندگی کردن کار مشکلیست
بی معنیاند بی تو تمامی جملهها
تبیین واژههای سخن کار مشکلیست
توصیف تو به سادهترین شکل ممکناش
با این زبان الکن من کار مشکلیست
دربارهی تو حرف زدن کار مشکلیست
دربارهی تو حرف زدن کار مشکلیست
(شعر: امیر اکبرزاده)

|
نام فایل تصویری |
حجم فایل |
دانلود از سرور پرشین گیگ (مستقیم) |
دانلود از سرور پارسا اسپیس (غیر مستقیم) |
|
نیایش با مولا (عج) از زبان کودکانه |
۵.۲۷ مگابایت |
آقا اجازه! اين دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف ديگران
آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
ديگر نمي دهد به دلم روي خوش نشان!
قصدم گلايه نيست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به اين نوشته بگوييد «داستان»
من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!
آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کوير
باران بیار و باز بباران از آسمان
- اهل بهشت يا که جهنم؟ خودت بگو!
- آقا اجازه! ما که نه در اين و نه در آن!
«يک پاي در جهنم و يک پاي در بهشت»
یا زير دستهاي نجيب تو در امان!
آقا اجازه!............................
.......................................!
باشد! صبور مي شوم اما تو لااقل
دستي براي من بده از دورها تکان...
--------------------------------------------------------
شاعر: مژگان عباسی

عالم ربانی حضرت آیت الله بهجت حفظه الله درباره ی این کتاب می فرمایند: (هر روز سعی کنید یک حدیث از کتاب جهاد با نفس(وساءل الشیعه)را مطالعه کنید و سعی نمایید به آن عمل کنید بعد از یک سال خواهید دید که حتما عوض شده اید مانند دارویی که انسان مصرف کند و بعد از مدتی احساس بهبودی میکند.)
|
نام کتاب |
حجم فایل |
لینک دانلود |
|
جهاد با نفس/ شیخ حر عاملی |
۲۶۱ KB |
------------------------------------------------------------------
پی نوشت : این پست به سفارش یکی از بینندگان وبلاگ، با نام مستعار "یه بنده خدا" قرار گرفته است. ایشان را از دعای خیرتان محروم نفرمایید.

|
نواها |
حجم فایل |
لینک های دریافت |
|
نوای شماره یک |
۳۳۸ KB |
|
|
نوای شماره دو |
۸۲۴ KB |
|
|
نوای شماره سه |
۲۷۸ KB |
|
|
نوای شماره چهار |
۳۷۸ KB |
|
|
نوای شماره پنج |
۴۹۸ KB |
|
|
نوای شماره شش |
۷۶۲ KB |
|
|
نوای شماره هفت |
۵۵۸ KB |
|
|
نوای شماره هشت |
۴۶۴ KB |
|
|
نوای شماره نه |
۴۸۲ KB |
|
|
نوای شماره ده |
۳۲۶ KB |
|
|
نوای شماره یازده |
۶۰۶ KB |
|
|
نوای شماره دوازده |
۷۱۴ KB |
|
|
نوای شماره سیزده |
۷۱۴ KB |
|
|
نوای شماره چهارده |
۵۹۸ KB |
|
|
نوای شماره پانزده |
۵۹۸ KB |
|
|
نوای شماره شانزده |
۴۹۶ KB |
|
|
نوای شماره هفده |
۵۶۴ KB |
|
|
نوای شماره هجده |
۷۰۰ KB |
|
|
نوای شماره نوزده |
۴۴۶ KB |
» لطفا هرگونه نظر و پیشنهاد خود را در قسمت نظرات این پست بیان کنید «

خم ابرو
يارب اين آرايش خلقت به يمن روى كيست؟
وين منظم چرخ دراز خم ابروى كيست؟
مقصد لولاك را دانستم و افلاك را
تار و پود خلقت آيا طرّه ى گيسوى كيست؟
خلقت افلاك باشد از طفيل پنج تن
خلقت آن پنج تن خود از طفيل روى كيست؟
چارده محور، تو بر گردونه ى هستى زدى
گردش گردونه آيا جز تو با نيروى كيست؟
آنكه باشد آخرين محور بر اين چرخ كمال
غير قائم تا قيامت، قامت دلجوى كيست؟
بود از خلقت، تو را مقصد، عبوديت ولى
قدرت آن بندگى امروز در بازوى كيست؟
عالمى را چشم اميدست بر باغ جنان
آنكه دل دارد هوايش جلوه ى مينوى كيست؟
شهره ى آفاق باشد ديده ى جادوى حور
حور را مسحور، چشم از نرگس جادوى كيست؟
زلف شب مىگردد عطرآگين ز شبنم، دم به دم
اين همه عنبر فشانى از شكنج موى كيست؟
شام هجران مى دمد بوى نسيم صبح وصل
اين نسيم است از كدامين سو و اين بو، بوى كيست؟
لاله هاى سرخ خونبارند در راه وصال
اين خط خونين مگر در امتداد كوى كيست؟
مقدم مهدى ست گلباران و با خون لاله گون
ورنه اينسان عالم آرا طلعت نيكوى كيست؟
عاشقان را سوى او باشد همه چشم (اميد)
ديده ى حق بين او تا آنكه بينى سوى كيست؟

خدایا تو می دانی،
من امام تو
امام خودم را دوست دارم.
خدایا تو آگاهی
که زبانم کوتاه
از
برون آن نام بلند است.
اما
چه نکم
که این دل
تمنای آن یار همیشه حاضر را دارد
و
فرمان تو نیز
امر به خواندن و بودن همیشگی با اوست.
پس چگونه او را بخوانم؟
یاری ام کن ای خیرالناصرین و ای مجیب الدعوات
************************
عالم بزرگوار سید جلیل، علی بن طاووس در کشف الحجه به فرزندش اینگونه سفارش می کند
" فرزندم، در هر روز دوشنبه و پنج شنبه، حاجات خود را خدمت حضرت مهدی علیه السلام عرضه کن. ابتدا آن حضرت را با این زیارت بخوان:
سَلامُ اللّهِ الْكامِلُ التّاَّمُّ الشّامِلُ الْعاَّمُّ وَصَلَواتُهُ الدّاَّئِمَةُ وَبَرَكاتُهُ الْقاَّئِمَةُ التّاَّمَّةُ عَلى حُجَّةِ اللّهِ وَوَلِیِّهِ فى اَرْضِهِ وَبِلادِهِ وَخَلیفَتِهِ عَلى خَلْقِهِ وَعِبادِهِ وَسُلالَةِ النُّبُوَّةِ وَبَقِیَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ صاحِبِ الزَّمانِ وَمُظْهِرِ الاْ یمانِ وَمُلَقِّنِ اَحْكامِ الْقُرْآنِ وَمُطَهِّرِ الاْرْضِ وَناشِرِ الْعَدْلِ فِى الطُّولِ وَالْعَرْضِ وَالْحُجِّةِ الْقاَّئِمِ الْمَهْدِىِّ الاِْمامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِىِّ وَابْنِ الاْئِمَّةِ الطّاهِرینَ الْوَصِىِّ بْنِ الاْوْصِیاَّءِ الْمَرْضِیّینَ الْهادِى الْمَعْصُومِ ابْنِ الاْئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَعْصُومینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا مُعِزَّ الْمُؤْمِنینَ الْمُسْتَضْعَفینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یا مُذِلَّ الْكافِرینَ الْمُتَكَبِّرینَ الظّالِمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ الاْئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومینَ وَالاِْمامِ عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِى الْوَِلایَةِ اَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ قَوْلاً وَفِعْلاً وَاَنْتَ الَّذى تَمْلاَُ الاْرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً فَعَجَّلَ اللّهُ فَرَجَكَ وَسَهَّلَ مَخْرَجَكَ وَقَرَّبَ زَمانَكَ وَكَثَّرَ اَنْصارَكَ وَاَعْوانَكَ وَاَنْجَزَ لَكَ ما وَعَدَكَ فَهُوَ اَصْدَقُ الْقاَّئِلینَ وَنُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ حاجَتى كَذاوَكَذا (وبجاى كَذا وَ كَذاحاجات خود را ذكركند) 1
سلام خدا بطور كامل و تمام و همه جانبه و عمومى و درودهاى ممتد و پیوسته و بركتهاى پابرجا و تام و تمامش بر حجت خدا و ولى او در زمین و سایر كشورهایش و جانشین او بر خلق و بندگانش و نژاد پاك نبوت و باقیمانده عترت و (آن سرور) برگزیده یعنى حضرت صاحب الزمان و آشكاركننده ایمان و یاددهنده احكام قرآن و پاك كننده زمین و گسترنده عدالت در درازا و پهناى زمین و حجت قائم مهدى آن امام منتظر پسندیده و فرزند امامان پاكیزه و وصى فرزند اوصیاء پسندیده آن راهنماى معصوم فرزند امامان راهنماى معصوم سلام بر تو اى عزت بخش مردم مؤ منى كه ناتوان و خوارشان شمرند سلام بر تو اى خواركننده كافران سركش و ستمكار سلام بر تو اى مولاى من اى صاحب الزمان سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند امیرمؤمنان سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا بانوى زنان جهانیان سلام بر تو اى فرزند پیشوایان و حجتهاى معصوم و پیشواى بر خلق همگى سلام بر تو اى سرور من سلام مخلصانه من به تو در ولایت و پیرویت گواهى دهم كه تویى آن پیشواى راه یافته چه در گفتار و چه در كردار و تویى آن بزرگوارى كه زمین را پر از عدل و داد كنى پس آنكه پر از ستم و بیدادگرى شده باشد پس از خدا خواهم كه شتاب كند در فرج تو و راه آمدنت را هموار و زمان ظهورت را نزدیك و یار و یاورت را بسیار گرداند و آنچه به تو وعده فرموده درباره ات وفا كند زیرا كه او راستگوترین گویندگان است كه فرموده ((و ما خواستیم بر كسانى كه در زمین زبون شمرده مى شدند منت نهیم و ایشان را پیشوایانى كنیم و وارثانشان گردانیم )) اى سرور من اى صاحب الزمان اى فرزند رسول خدا حاجتم این و این است.
سپس بگو:
فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَیْهِ قَالُواْ یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَآ إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ2
پس چون [برادران] بر او وارد شدند، گفتند: «اى عزیز، به ما و خانواده ما آسیب رسیده است و سرمایهاى ناچیز آوردهایم. بنا بر این پیمانه ما را تمام بده و بر ما تصدّق كن كه خدا صدقهدهندگان را پاداش مىدهد»
آری خواندن، خواستن از آن امام شریف با پاکی ظاهر و باطن میسر می شود.
| تاکی به تمنای وصال تو یگانه |
|
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه |
------------------------------------------------
برای دانلود فایل صوتی این نیایش روی گزینه ی دریافت فایل کلیک کنید.
دریافت فایل با حجم ۲.۸ مگابایت
دیریست که ما منتظر روی تو هستیم
ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم
دیریست که دلداده ما خانه نشین است
جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است
پلک دلم امشب به نبودت پر درد است
این فصل کبود از غم هجران تو سرد است
ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت
این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت
دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم
وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم
ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی
فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی
دیریست که در جمعه همه مست غروییم
از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم
شعر : گمنام
آفتاب مهربانی !
سایه ی تو بر سر من !
ای که در پای تو پیچید ساقه ی نیلوفر من !
... ای بهار باور من ! ای بهشت دیگر من !
بی تو بی تابم ! بی تو بی بالم !
... برگ پاییزم ! بی تو می ریزم ! ... نو بهارم کن !
ای بهار باور من ! ای بهشت دیگر من !
توجه : برای دیدن عکس به اندازه واقعی و با حجم ۴۹۵ کیلو بایت ، روی عکس کلیک کنید.

در میان دعاها و زیارت های وارد شده در ارتباط با امام عصر (عج) ، یکی از بهترین ادعیه ای که شایسته است در دوران غیبت ، ترنم صبحگاهی شیعیان گردد ، دعای نور یا دعای عهد است که در بردارنده ی تجدید عهد و پیمان با امام زمان ارواحنافداه و تقاضای ارتباط و ملاقات با آن حضرت می باشد.
دعایی بسیار جامع که دربر دارنده ی معارفی بس عظیم است. در عظمت و فضیلت این دعا همین بس که مداومت کننده ی بر آن تا ۴۰ روز ، به مقام (یاوران قائم ) و در شمار (رجعت کنندگان پس از ظهور ) قرار می گیرد و به ازای هر کلمه ۱۰۰۰ حسنه برای او نوشته و ۱۰۰۰ سیئه از پرونده ی اعمالش محو و پاک می گردد.
خداوند توفیق انس روزانه با این دعای پر عظمت را به همه ی ما عنایت فرماید !
حجم : ۲۵۹۰ کیلوبایت لینک دریافت : فلش/دعای عهد
ای بهار روزه ام
ای شب قدر نهان فاطمه / مهدی صاحب زمان فاطمه
ای که خورشید از تو باشد آیه ای / یوسف از زیبایی تو سایه ای
ای قدم هایت صراط المستقیم / خاک بوست بوده جبریل از قدیم
آیة الکرسی ز تو زینت گرفت / آل عمران هم ز تو قیمت گرفت
سوره ی انعام شد یک نعمتت / مائده یک لقمه پر برکتت
سوره توبه ز هجرت توبه کرد / تا که خود را باب شهر توبه کرد
سوره ی إسرا ز تو شد تاج عشق / دیدن رخسار تو ، معراج عشق
السلام ای سوره ی نور نخست / سوره ی یاسین ، سلام حق به توست
سوره ی یوسف بود شرح فراق / آیه هایش بر تو دارد اشتیاق
سوره ی مریم به وصف مادرت / سوره ی طاها حدیث دیگرت
سوره ی جمعه بود مشتاق تو / گشته ای آرام دل ، عشاق تو
سوره ی والعصر نامی از شماست / نام زیبای تو سوگند خداست
شد نمازت سوره ی المؤمنون / خط مشیت سوره ی الکافرون
سوره ی صف ، صف نشین کوی تو / سوره ی حشر آمده هم خوی تو
سوره ی زیبای تبّت مو به مو / لعن و نفرین تو باشد بر عدو
ای بهار روزه ام از جام تو / عشق بازی می کنم با نام تو
شاعر : سید مجتبی خازنی
باسم رب المهدي عجل ا... تعالي فرجه الشريف

السلام عليك يا مولاي، سلام مخلص لك في الولايه اشهد انك الامام المهدي قولاً و فعلاً و انت الذي تملأ لارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً فعجل الله فرجك و سهل مخرجك و قرب زمانك و كثر انصارك و اعوانك و انجز لك ما و عدك فهو اصدق القائلين و نريد ان نمن علي الذين استضعوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين، يا مولاي يا صاحب الزمان.
سلام بر مهدي، جوهر دين و نور يقين، ذخيره الهي و منجي نهائي؛
سلام بر مهدي، كعبه مقصود و قبله موعود، سر عظيم و اسم اعظم؛
سلام بر مهدي، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسيح مسيحها و موعود موعودها؛
سلام بر مهدي، صاحب شب قدر و عصاره عصر؛
سلام بر مهدي، ديده بان خدا و مظهر هدي، وصي اوصياء و گزيده اولياء؛
سلام بر مهدي، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته؛
سلام بر آن عزيزي كه كمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب با اوست، و آن سفينه النجاه در وصفش فرمود: تعرفون المهدي بالسكينه و الوقار، و بمعرفه الحلال و الحرام و بحاجه الناس اليه و لايحتاج الي احد.
او كه چون برخيزد عالمي را برخيزاند و بدنبال خويش كشاند.
به دورش دولت حق رخ نمايد / جهان را فيض وي فرخ نمايد
توجه : برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه امطلب...»
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا بیامرزدت شیخ کافی ؛ تو که بودی ؟
مگر می شود نوای دلنشین تو را بشنویم و اشک از چشمانمان جاری نشود .

تو آن تک عاشقی بودی که مثل تو کم پیدا می شود ؛ تو کسی بودی که در طول زندگانی اندکت مهدیه ها را ساختی . آفرین برتو که توانستی وظیفه ات را به عنوان یک منتظر انجام دهی.
امروز که نوای دلنشین مرحوم شیخ احمد کافی رو می شنیدم ؛ احساس خاص و عجیبی بهم دست داد ، نتونستم ازش بگذرم .
برای همین تو این پست قسمتی از اون رو براتون گذاشتم ، اگه خوشتون اومد بگین تا بقیه سخنرانی هاش رو هم بزارم.
|
نام فایل |
مدّت زمان |
حجم فایل |
دریافت |
|
عاشقانه شیخ احمد کافی |
۴:۴۵ دقیقه |
۱.۰۵ مگابایت |

من تو را خوب ای رهگذر ! می شناسم من تو را خوب ای خوبتر ! می شناسم
تو ، عمیق و بلندی تو ، دریا و کوهی این دو را خوب با یک نظر ، می شناسم
تو ، طنین صدای طربناک آبی من تو را با دلی شعله ور می شناسم
تو رهایی ، نوید سحر گاه عیدی من تو را ای نسیم سحر ! می شناسم
آن درختی که در آسمان شاخه دارد من تو را با همه برگ و بر می شناسم
من تو را ای نگاهت در آفاق جاری ! من تو را خوب ای منتظَر ! می شناسم
در مجال غزل ، از تو گفتن نگنجد من تو را ورنه زین بیشتر می شناسم
شاعر : ثابت محمودی (سهیل)

بس جمعه که در فصل تو افسرد
بس خنده ی آینه که پژمرد
پروانه چه بسیار که در پای تو ای شمع
خندید و ندانست که اقبالِ سحر مُرد
------------------------------------------------------------------

مولای من :
برای آمدنت انتظار کافی نیست / دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعا بکن ، ای نازنین که برگردی / دعای این همه شب زنده دار کافی نیست
شب های چهارشنبه ، دعای توسل ، با ذوق و شوری که میتونی اونو شوق مهدی (عج) نام بزاری به سراغ رادیو میرم و با تنظیم کردن اون به موج اف ام ، فرکانس ۱/۱۴۰ ، رادیو معارف ، برنامه نسیم وصل رو گوش میدم.
تنها رابطه ای که می تونه سه شنبه هر هفته اون صحن ، مسجد و گنبد سبز جمکران رو تو ذهنم تداعی کنه ، رابطه ی مجازی هست که رادیو معارف اون رو ایجاد میکنه ، که احساسی به آدم دست می ده که انگاری الان اونجایی و تو مسجد داری با امامت راز و نیاز میکنی.
کافیه یه شب بشینی و گوش بدی ، بعد می تونی باور کنی چه لذتی داره ، ولی من قسمتی از مراسم دعای توسل روز چهارشنبه آخر سال رو براتون ضبط کردم و برای دانلود قرار دادم ، تا گوش بدین و از هفته بعد خودتون این شوق رو با جان و دل احساس کنید.
|
نام فایل |
حجم فایل |
مدت زمان |
لینک دانلود |
|
رادیو معارف/ برنامه نسیم وصل -- ۲۹/۱۲/۸۶ |
۳/۱ مگابایت |
۸:۵۸ دقیقه |
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
اکبر آقا قصابی محل مان
ترازویش را تنظیم می کند
و دست پینه بسته تقی واکسی را رد نمی کند
تا اهل و عیالش بعد از ۵ ماه ۲۰۰ گرم گوشت بخورند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
اسد معمار،بساز بفروش شهرمان
وجدانش درد میگیرد!
و خانه ها را خوب می سازد
تا امسال اولین سالگرد خانواده حبیبی نباشد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
رجب نانوایی سرکوچه
نان را درست می پزد و درشت...
تا کریم پور مسئول اداره ...
مجبور نباشد نان را به نرخ روز بخورد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
صمد جلوبندی ساز گاراژ صداقت
بعد از تعمیر پیکان ۵۹ مش قاسم
مهره سگدستش را شل نمی کند
تا ۲ روز بعد بابت سفت کردنش ۴۰۰۰ تومان بگیرد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
گروهبان یکم شریفی
مجبور نیست هر روز
مایحتاج منزل
سرهنگ جباری را بخرد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
دکتر طاهری زاده
رییس بیمارستان قلب...
سمانه ۱۰ ساله را عمل می کند
حتی اگر پدرش سید کاظم
کارگر آجر پزی ورامین باشد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
مهندس هراتی
رییس شرکت چینی سازی
اصغر کارگر انبار رابه خاطر تعدیل
با تهمت دزدی از کار بیکار نمی کند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
صفدر شغال! گنده لات منطقه فلاح
مغازه پارچه فروشی حیدر آقا را آتش نمی زند
و انگشت قطع شده! احمد
لبو فروش میدان ابوذر را به او برمی گرداند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
ویرانه های قوه محترم!قضاییه را
آباد می کند
تا رضا طلبه سیرجانی
به جرم مخالفت با زمین خواری!
محاکمه، حبس و تبعید نشود!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
جاسم لنجش را نمی فروشد
تا مجبور شود
سیگار Marlboro
ساخت شرکت آر جی رینالدز را قاچاق کند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
آقای بیطرف نماینده حزب باد!
یادش نمی رود نماینده شهری است
که ۴ سال تمام مردم بی نوایش
چشم به انتظارش بوده اند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
حاج آقا فلانی!موقع سخنرانی
تمام حواسش را جمع می کند
تا حرفی را بزند که به آن عمل می کند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
راه را نشانمان می دهد
تا گاهی به چپ نرویم!
وگاهی به راست
و گاهی هم به هیچ کدام!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید...
اگر زنده بودم!
با خیال راحت
وبلاگم را تعطیل می کنم...!
-------------------------------------------------------------
منبع مطلب :یاس بهشت
به جمكران مي روم ، پاي در زميني مي نهم كه روزي مردي از تبار محمد (ص) در اين مكان قدم نهاده ، بوي گل ياس در حوالي پيچيده ، چگونه مي توان وصف كرد اين مكان را ، كه الفاظ سر خجلت فرو افكنده اند.قلم مبهوت اعجاز عشق و عاجز از ترسيم غوغاي دل ، اين بار نقش آفريني كردگار در نسيم بهار طراوت قلوب را به ارمغان آورده.

حس قريبي مرا به جستجو مي كشاند ، انگار گمشده اي دارم ، بي اختيار طول و عرض شبستان را طي مي كنم. به دنبال نسبتي كه پنجره ي دلم را در غالب مشبّكهاي طلايي و پارچه ي سبز حاجت گره بزنم ، اما نمي يابم.
مولاي من ! واپسين نفسهاي در به دري ، تو را مي طلبد ، براي حياتي دوباره و خروش تپشهاي زندگي در سينه و گذر از كوره راه هاي صعب العبور مه گرفته ي اوهام ، تسلاي دل رنجورم باش .
براي دريافت عكس طراحي شده توسط وبلاگ انتظار حجت ، با اندازه واقعي ؛ روي لينك زير كليك راست كرده و گزينه Save Target As ... را كليك كرده و دانلود نماييد.
اي مظلوم ترين اهل عالم !
شنيده ايم كه براي ما پيام داده اي ، خدا را به آبروي عمّه ي مظلومه ات حضرت زينب (ع) سوگند دهيم و براي ظهورت دعا كنيم. اين بار ما ملتمسانه ، تو را به اشك هاي غريبانه حضرت زينب (ع) در سفر اسارت ، به مظلوميت امير مؤمنان (ع) آن گاه كه او را دست بسته براي اخذ بيعت به مسجد مي بردند ، به استغاثه ي مادر پهلو شكسته ات كه در بين ديوار و در ، تو را به ياري طلبيد، به پاره هاي جگر امام مجتبي (ع) ، به بدن مثله شده ي سيّد الشهدا (ع) ، به چشم تير خورده و دستان قلم شده ي حضرت عبّاس (ع) ، به قنداقه ي خون آلوده ي عليّ اصغر (ع) ، به فرق شكافته عليّ اكبر (ع) ، به جان دادن غريبانه ي عمّه سه ساله ات حضرت رقيه (ع) در خرابه ي شام و به گردن و پاهاي مجروح امام زين العابدين (ع) سوگند مي دهيم كه به درگاه خداوند ، دست به دعا برداري و از آستان حضرت احديّت ، ظهور خويش را طلب كني.
بيا و صداي " يا اهل العالم " خويش را در جهان طنين انداز فرما :
" ألا يا أهل العالم أنا الإمام القائم. "
" ألا يا أهل العالم أنا الصمصام المنتقم. "
" ألا يا أهل العالم إنّ جدّي الحسين قتلوه عطشانا. "
" ألا يا أهل العالم إنّ جدّي الحسين طرحوه عرياناً. "
" ألا يا أهل العالم إنّ جدّي الحسين سحقوه عدواناً. "
-------------------------------------------------------------------------
( اي اهل عالم ؛ آگاه باشيد كه من امام قيام كننده ام. )
( اي اهل عالم ؛ آگاه باشيد كه من شمشير انتقام گيرنده ام. )
( اي اهل عالم ؛ آگاه باشيد كه جدّم حسين "ع" را تشنه شهيد كردند. )
( اي اهل عالم ؛ آگاه باشيد كه جدّم حسين "ع" را عريان رها كردند. )
( اي اهل عالم ؛ آگاه باشيد كه بدن جدّم حسين "ع" را از روي دشمني خرد كردند. )

دريغا ! كه در بن بست ناگزيري ، جز دريغ نمي بارد.
حسرتا ! كه دمي بي حسرت نزيستيم .
دردا ! كه درد و درمان چنان به هم آميخته اند كه از يكي به ديگري گريزي نيست.
و افسوس كه افسانه ي خود را افسوس كرده ايم.
تو را به انتظاري كه مي كشي سوگند كه نگاه ما را چنين خيره مخواه ، و بخت ما را چنين تيره مپسند.
************
هيچ صبحي نيست كه شرمسار از تيره بختي خود ، در عزاي غيبت تو ، با سپيده چنين بيگانه نباشد.
هيچ گلشني نيست كه زرد روي از خزان فراق ، به خاري پناه نبرده باشد.
و هيچ شمعي نيست كه به اميد سپيده ي ظهور ، تا صبح فرج ، در شبستان انتظار نسوزد.
با تو از كدام دلتنگي خود بگويم ؟ از تلخي فراق ، يا سختي طعنه هايي كه مي شنويم و دلخسته از آن مي گذريم ؟
اي آن كه هر گياهي در اين باغ ، سبزينگي خود را ، وامدار طراوت توست ، و اي آن كه هر مرغي در آسمان ، پرواز را نگاه تو آموخت !
جرعه اي از جام نيايش خود را در جان ما فرو ريز ، تا ما نيز پيوستگي لطف مدام را بنوشيم.

مي خواهم خودم را يكي از پيروانت بنامم ، ولي مي دانم كه درست نيست ؛ زيرا پيرو واقعي كسي است كه پيروي اش نزد شما و خداوند اثبات شود.
مي خواهم از رابطه شما و خودم بگويم. تنها واژه اي كه به ذهنم خطور مي كند و اين حق را به من مي دهد تا از آن درباره ي رابطه خود و شما استفاده كنم ، اين است كه يكي از دوستدارانت باشم. اميدوارم حرف هايم به گوش تان برسد.
مي خواهم بگويم : چرا زودتر نمي آيي تا مرهمي بر درد ما باشي ؟ چرا نمي آيي تا مستضعفان را از اين همه ستم و بدبختي رهايي بخشي ؟ البته خودت هم ديگر از اين همه صبر ، خسته شده اي.
مي دانم چقدر سخت است كه انسان ، نه ساعت ها و ماه ها ، كه قرن ها به انتظار بنشيند تا كاري كند. راستش ديگر همه از اين انتظار خسته شده اند. خسته از اين كه ستم گري ها را تحمل كنند و چيزي نگويند ؛ خسته از همه ي بي قيد و بندي هايي كنارشان اتفاق مي افتد و بايد تحمل كنند.
مهدي جان ! مي داني آن قدر به اميد فرجت ، بعد از نماز هايم ، دعاي فرج مي خوانم تا دعايم برآورده شود و تو از راه برسي ، ولي تا آن زمان ، دلم را به چه خوش كنم ؟

آسمان مي گفت آن دم با زمين ********* گر قيامت را نديدستي ببين
اگر درمان درد خویش می خواهی بیا اینجا
دوا اینجا ، شفا اینجا ، طبیب درد ها اینجا
شکسته بالی ما ، می دهد بال و پری ما را
اگر از صدق دل آریم روی التجا اینجا
طلب کن با زبان بی زبانی هر چه می خواهی
که سر داده است گلبانگ اجابت را خدا اینجا
هزاران کاروان دل در اینجا می کند منزل
اگر اهل دلی ای دل! بیا اینجا! بیا اینجا!
مشو از حُرمت این بارگه غافل که مهدی(عج) را
زیارت کرده اند اهل بصیرت بارها ، اینجا
حریمش را اگر دارالشَّفا خوانند ، جا دارد
که می بخشد خدا هر دردمندی را شفا اینجا
به محراب دعای جمکران چون شمع می سوزم
که شاید بینم او را در میان گریه ها اینجا
( شعر : استاد محمد علی مجاهدی "پروانه" )
کی می آیی .....؟

با نیامدنت ، باران که نبارید ، هیچ ....
ابرکی هم از آسمان مان نگذشت !
کی می آیی ؟
نمی دانم !
چشم های بهار
بی نگاه تو می لرزد.
نگاه پنجره ها بی چشمان تو تاریک است.
ای حضور سبز !
کوچه های روشن فردا ، از همین امروز ، چشم در راهند ،
چشم های منتظر....
باغ را سرشار از عطر نفسهای تو می خواهند.
هر کجای شهر ،
خانه خانه ، کوچه کوچه
عاشقان جمعند ، دوستان تو
جمعشان تنها تو را ای دوست ! کم دارد ، شه ما هر چند
جشن میلاد تو را هر سال
غرق در نور و سرور و شور و لبخند است
تا نیایی ، شادمان نیز ، طعم غم دارد.
****************************
آه ای همسایه با خورشید ، آه ای همخانه با مهتاب !
اشتیاق و خلوت شب زنده داران را ، با طلوع جاودان خویشتن دریاب !
اشعار : جناب آقای سهیل محمودی
فایل هایی که در این پست برای دانلود گذاشته ایم ، دو فایل تصویری می باشد.
۱ـ درد دلی با امام عصر (عج) **** حجم فایل : ۲.۴ مگابایت **** لینک دانلود
۲- روایتی درباره ی چگونگی ظهور امام زمان (ع) **** حجم فایل : ۱.۲۸مگابایت **** لینک دانلود
توجه : فایل شماره ی دو با (رئال پلیر) اجرا می شود.
ما را از نظرات خود بی بهره نفرمایید.
email : entezarehojat@yahoo.com
طلوع روشن
خزان سال می رود و بهار می آید
طلوع روشن آن نگار می آید
هر جمعه می رود و آدینه ای دگر....
چیزی نمانده صبر کن ، تکسوار می آید
تا کی ....؟
هر جمعه به انتظار بودن تا کی؟
دلتنگی و شعر سرودن تا کی؟
ای منجی ما بیا ز پشت پرده....
این غربت جمعه ها شمردن تا کی؟
اشعار از:حمید رضا علیپور
صلوات خدا بر مهدی موعود(عج).سلام بر او که راه خانه دوست را می داند.سلام بر سلام های او، سلام بر گریه های او در دشتهای زرد غیبت ، سلام بر او که موعود زمان و وعده خداست.

سلام بر او که فصل بهار از زیبایی و سبزی او زینت یافته.سلام بر او که گلهای نرگس برای دیدنش لحظه شماری می کنند.او که جمعه ها از بوی انتظارش خوشبوست او که می آید و با شمشیر عدالتش دفتر ظلم و جور را خواهد بست.
صلوات الهی بر ارواح طیبه امام راحل و شهیدان گرانقدری که با ایثار و فداکاری راه ظهورش را هموار نمودند.
و درود بر منتظران واقعی او.درود بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می شوند. سلام بر مقام عظمای ولایت که براستی پرچمدار و پاسدار حریم مهدوی است.
خدای منان را شاکریم که با یاری او توانستیم وبلاگ انتظار حجت را که قطره ای از دریای بیکران "معرفت" نسبت به آن امیر پرده نشین است را آماده نموده و به شما منتظران عاشق و عاشقان منتظر تقدیم نماییم.باشد که مورد استفاده همگان قرار گیرد.از خداوند متعال مسئلت داریم تا در سایه استمرار درخشش خورشید مهدوی ، بر کشورمان ، ملت ایران تا ظهور حضرتش موفق و پایدار و ایران اسلامی را همیشه سربلند و همواره آباد و آزاد نگاه دارد.
والسلام
(به امید ظهورش که بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود.)
مدیریت وبلاگ انتظار حجت
دلم چه شور می زند
خزان ز راه می رسد ، جوانه پیر می شود
نفس چه زود می رود ، بیا که دیر می شود
شب است و باد می وزد ، چگونه صبح می کنی؟
دلم چه شور می زند ، به غم اسیر می شود
چه راهها که بی عبور تو غبار می خورد
چه دشتها که بی حضور تو کویر می شود
همیشه در تخیّلم ز شوق وصل ، خرّمم
نگو ز هجر با دلم ، بهانه گیر می شود
اگر نیایی ای بهار آرزوی فاطمه!
مرام تازیانه خدشه نا پذیر می شود
که گفت زود می رسی؟"چه دیر زود می شود"
نفس نمانده زود باش!بیا که دیر می شود
ارسال شعر:آقای سجاد احمدی دوست
از همان کودکی: يادمان داده اند، هنگام سختي ها ،غم ها ،درد ها و رنجها با اين عنوان زنده ایم.
بخوانيم:( يا کاشف الکرب عن وجه الحسين اکشف کربنا بحق اخيک الحسين )
دست توسل به دامان امام عصر(عج)
جهان در انتظارت ای شه ابرار مهدی جان فتاده قامت خم ، دیدۀ خونبار مهدی جان
بیا یأبن الحسن روح عبادت حافظ ایمان که رفت از ملک ایمان گرمی بازار مهدی جان
بیا یأبن الحسن ای مقتدای عالم امکان که قران شد ز کف از کینۀ اشرار مهدی جان
بیا یأبن الحسن گلزار دین را آبیاری کن و گرنه میزند آفت به این گلزار مهدی جان
بیا یأبن الحسن بستان شها داد محبان را از دنیا پرستان ، فرقۀ کفار مهدی جان
بیا یأبن الحسن نسل جوان را دستگیری کن ز طوفان بلا و سستی افکار مهدی جان
بیا یأبن الحسن ای قاضی حق ، مصلح عالم قضاوت کن میان کافر و دیندار مهدی جان
بیا یأبن الحس با پرچم نَصرٌ مٍنَ اللهی کنا رکعبه ظاهر شو در اوّل با مهدی جان
بگو با مردم عالم شبیه مصطفی(ص) هستم ز تقوی و عدالت ، دیگر از کردار مهدی جان
زجدم مصطفی(ص)دارم نشانی از جوانمردی کنم یاریّ مظلومان زجان بسیار مهدی جان
بگیر از آن ستمگر انتقام مادرت زهرا گهی با تازیانه دیگر از مسمار مهدی جان
شعر از آقای اسماعیل
مقام و منزلت حضرت ولی عصر (عج)
ای آنکه به ما مونس و غمخوار تویی تو بر خلق جهان سیّد و سالار تویی تو
ای حجّت حق، حامی دین ، حافظ قران از سوی خدا میر و جهاندار تویی تو
مقصود خدا از همه خلقت عالم منظور تویی ، حجّت دادار تویی تو
آن سرّ نگویی که خدا گفت به احمد در عرش برین واقف اسرار تویی تو
بر آدم و بر موسی و بر عیسی و بر نوح وارث ز پی احمد مختار تویی تو
بر هم زن کین ، حامی دین، مصلح عالم در روی زمین عاقبت کار تویی تو
شاها بنما چهره به مااز ره احسان زیرا که به بی یاری ما یار تویی تو
شعر از آقای کرببلایی
کبوتر پر هاتو وا کن سینه سپر کن و برو به جمکرون
بال بزن شادی بکن سلام ببر به وعدگاه عاشقون
کبوتر اگر میای ز روستایی دور و خراب
می بری ارادت اون پیرمرد باغبون
شب شده هوا سیاهه کی میشه روشن و آبی آسمون
سیاهی از ما و آبی مهدیه چرا قلبمون سیاهه تا نیاد اون آقامون
مهدی جون یا آقا جون چی کار کنیم
تو می بخشی ما رو با لطف زیاد بی کرون
می دونیم دلت زیاده بخششت بی انتهاست
دوست داریم ببینیمت ای اقا جون مهربون
شعر:حمید رضا علیپور(۹/۶/۸۵)
